مهر: رئیس جامعه وعاظ تهران با انتقاد شدید از مجلس ششم گفت: بصیرت از انس با قرآن، ائمه اطهار و پیروی از ولایت فقیه به دست می آید.
حجت الاسلام جعفر شجونی پنج شنبه شب در جمع مردم اردکان در مسجد روح الله این شهرستان مجلس ششم را مایه ننگ ایران اسلامی خواند و اظهار داشت: کسی که به امثال مجلس ششمی ها رای بدهد، خیانت کرده است.
وی با بیان اینکه برخی از نمایندگان مجلس ششم با عبور از اسلام، نظام و ولایت فقیه به انقلاب و اسلام خیانت بزرگی کردند، افزود: درهیچ جای دنیا سابقه نداشته و ندارد که گروهی وارد بدنه حاکمیت شود و به عنوان اپوزوسیون به کشور لطمه بزند.
شجونی با انتقاد از عملکرد اصلاح طلبان از دوم خرداد 1376 تاکنون تصریح کرد: این دسته زمانی با پشتوانه دولت تندترین انتقادات را به نظام و ولایت فقیه وارد می کردند و هر طور که میلشان می کشید در کتابها و روزنامه هایشان می نوشتند.
وی همچنین با اشاره به انتخابات مجلس شورای اسلامی در اسفندماه سال جاری بیان داشت: آیت الله مدرس الگوی تمام عیار شجاعت، درایت و تقوا بود و اگر نمایندگان مجلس آینده حتی به مرز عظمت شخصیت و منش این عالم نستوه نزدیک شوند، کار
بزرگی انجام داده اند.
وی همچنین شاخصه اصلی یک نماینده را به زبان آوردن حرف حق عنوان کرد و اظهار داشت: آیت الله مدرس نماینده بود و اینها که امروز بر کرسی های نمایندگی مجلس تکیه زده اند هم نماینده اند در حالی که تفاوت از زمین تا آسمان است.
شجونی، بصیرت را درمان دردهای جامعه در شرایط کنونی دانست و گفت: بعضی ها با داشتن عمامه و محاسن، بصیرت کافی ندارند و خواسته یا ناخواسته آب به آسیاب دشمن می ریزند.
شجونی همچنین با انتقاد از تنزل جایگاه روحانیت در شرایط کنونی جامعه یادآور شد: امروز در کوچه و خیابان مدام به روحانیت فحش و ناسزا می دهند در حالی که اختلاس سه هزار میلیاردی را افراد دیگری انجام می دهند.
وی ادامه داد: عامه مردم فکر می کنند اختیار کشور در دست روحانیون است و مدام از ما مطالباتی دارند که هیچ کدام در حوزه اختیارات ما نیست.
در زندانهای مخوف پهلوی لذت بیشتری از زندگی بردم
وی همچنین با بیان خاطرهای از دوران مبارزه و زندان در دوران حکومت پهلوی تصریح کرد: امروز با جرات می گویم که در زندان های مخوف طاغوت نسبت به دوران کنونی انقلاب اسلامی لذت بیشتری از زندگی می بردم زیرا فساد و بی بند و باری دامنگیر کشور شده و روحانیون هم کاری نمی توانند بکنند.
قیام ۱۹ دی از نگاهی دیگر
سردار حسین علایی
روز ۱۹ دی ماه سال ۱۳۵۶ سر آغاز قیامی مردمی و فراگیر است که ظرف حدود یک سال توانست شاه را از کشور بیرون کند و به نظام سلطانی ۲۵۰۰ ساله در ایران پایان دهد.
اما این ماجرا خیلی ساده شروع شد و بهانة آن را خود حکومت فراهم کرد. در روز ۱۷ دی ماه روزنامة اطلاعات که توسط یک سناتور مورد اعتماد اداره میشد مقالهای را با
عنوان ارتجاع سرخ و سیاه علیه آیت الله خمینی که توسط شاه به عراق تبعید شده بود به چاپ رساند. چاپ این مقاله مورد اعتراض طلاب حوزة علمیة قم قرار گرفت و من که خود در آنجا بودم به اتفاق تعدادی از طلاب به در منزل تعدادی از اساتید حوزه علمیه قم
مراجعه کردیم تا آنها به درج یک طرفه مقاله توهینآمیز علیه شخصیت محبوب مردم
اعتراض کنند. این رفت و آمد به در خانة علمای قم دو روز به طول انجامید و حکومت شاه به بهانه نداشتن مجوز برای راهپیمایی به طلاب و جوانان در خیابان صفائیه حمله کرد و تعداد ۶ نفر از طلاب و معترضین را کشت و عدهای را نیز مجروح کرد. رفتار غلط
مأمورین امنیتی شاه،نارضایتی مردم از حکومت سلطنتی را به اوج رسانید و به استمرار
آن کمک کرد.چنین رفتاری موجب شد تا چهلمها در ایران به راه بیفتد و رژیم شاه ظرف
یک سال بیش از ۲۰۰۰ نفر از مردم معترض را در خیابانهای شهرهای مختلف بکشد.ولی هرچه بر کشتههای خیابانی و بازداشت مردم و تعداد زندانیان سیاسی افزوده میشد عملا از اقتدار نظام شاهنشاهی کاسته میشد.
تا قبل از این حوادث، مردم مستقیما شاه را خطاب مخالفتهای خود قرار نمیدادند و سعی میکردند تا انتقادات را متوجه نبود
آزادی بیان در کشور،فقدان آزادیهای سیاسی و رفتار بد مأمورین دولتی به ویژه عناصر
گارد شاهنشاهی و در نهایت دولت وقت بکنند. اما تداوم رفتارهای خشن حکومت و سرکوب شدید اعتراضات باعث شد که مردم لبة تیز مخالفتهای خود را متوجه شخص شاه بکنند و خواستار تغییر اساسی در نظام حاکم شوند. نامه نگاریها به شاه شروع شد و او به حق عامل همة نابسامانیهای کشور اعلام شد.
این روند ادامه یافت تا آن که مردم، آزادی و نجات خود را در برپایی جمهوری
اسلامی دیدند تا هم از حکومت یک شخص به صورت مادام العمر جلوگیری کنند و هم مردم با انتخابات آزاد بر سرنوشت خود حاکم باشند و هم حکومت برخاسته از متن فرهنگ مردم که اسلام است باشد و تعارضی بین باورهای مردم و اَعمال حاکمیت نباشد. به هر حال شاه به سرکوبها و توسعه اختناق ادامه داد تا با رهبری امام خمینی همة مردم علیه وی بسیج شدند و او برای نجات جان خود و خانوادهاش مجبور به فرار از کشوری شد که خود را صاحب آن میدانست. به نظر میرسد احتمالا سوالات زیر پس از فرار برای شاه مطرح شده باشد که میتواند برای سایرین تجربهای مهم و عبرت آموز باشد.
۱-اگر در واکنش به حضور مردم در مجالس ترحیم فرزند امام خمینی سعه صدر به خرج
میدادم و با مقاله توهینآمیز که نویسنده آن داریوش همایون وزیر اطلاعاتم با اسم
مستعار بود،مردم را تحریک نمیکردم بهتر نبود؟
۲- اگر پس از انتشار مقاله در روزنامه حکومتی، اجازه پاسخ به آن مقاله را در
همان روزنامه میدادم حکومتم دوام بیشتری نمییافت؟
۳- اگر به مردم معترض اجازه راهپیمایی مسالمتآمیز را میدادم و آنها را متهم به
اردو کشی و زورآزمایی خیابانی نمیکردم، مسئله خاتمه نمییافت؟
۴- اگر به مأمورین دستور میدادم که به تظاهر کنندگان تیراندازی نکنند و
هوشمندانه و با تدبیر آنها را آرام کنند،نتیجه بهتری نمیگرفتم؟
۵- آیا اگر به جای حصر کردن بعضی از بزرگان در خانههایشان و تبعید تعدادی دیگر
به سایر شهرهای دوردست و زندانی کردن فعالین سیاسی، باب گفتوگو و مراوده با آنها را باز میکردم، کار به فرار من از کشور میانجامید؟
۶- اگر به جای اتهام زدن به مردم که خارجیها عامل تحریک شما هستند به شعور جمعی آنها توهین نمیکردم حالا خودم مجبور بودم به خارجیها پناه ببرم؟
۷- آیا اگر به جای متهم کردن مخالفین خودم به اقدام علیه امنیت کشور،وجود مخالف
را میپذیرفتم و حتی آن را قانونی تلقی میکردم و برای آنها حق قائل بودم نمیتوانستم بیشتر برمسند قدرت باقی بمانم؟
طبیعی است که دیکتاتورها برای خود حق ابدی حاکم بودن بر مردم قائل هستند و در
زمانی که در کاخ سلطنت با همراهان متملق و چاپلوس احاطه شدهاند فرصت طرح این
سوالات را ندارند و زمانی به فکر میافتند که مثل قذافی پس از موش و حشره خواندن
مخالفین، مجبور شوند فرار را بر مقاومت و ایستاده مردن ترجیح دهند.
فاعتبروا یا اولی الابصار
علی مطهری در ادامه ایفای نقشی که در سالهای اخیر و خصوصا ایام پس از فتنه در عرصه سیاسی کشور بر عهده گرفته است، با تابلوی اصولگرایی و در مقام محلل فعالیتهای سیاسی سران فتنه، در گفتگویی با خبرآنلاین، رسانه این جریان، تلاش کرد تا فضا را برای حضور خاتمی آماده کند.
به گزارش رجانیوز در حالیکه اعلام شرط از سوی خاتمی و دورخیز برای حضور در عرصه سیاسی کشور، خشم مردم آسیب دیده از فتنههای سران فتنه را برانگیخته است، علی مطهری به عنوان اولین خط شکن به میدان زد تا با کمک رسانه نزدیک به جریان خود، اولین خطوط قرمز آشتی با سران فتنه را بشکند. در ادامه این مصاحبه را بدون دخل و تصرف می خوانید:
علی مطهری هرجا که از دولت حرف میزند، اشاراتی به رویکرد احمدینژاد و مشایی دارد و آن را کلیتی حاکم بر دولت میداند.
کما اینکه وقتی از نوعی پیوند میان دولت و بخشی از اصلاحطلبان سخن میگوید تاکید دارد که احمدینژاد و مشایی در پی جذب 14میلیون نفری هستند که به موسوی رای دادند.او ردپای آنها در ارائه فهرستی از نامزدهای گوش به فرمان برای مجلس نهم را ردیابی کرده و پیشبینی میکند که نظر جامعتین را هم نخواهند پذیرفت.
این نماینده تهران در گفتوگو با خبرآنلاین، آخرین تحلیلش از فضای سیاسی کشور را مطرح نمود. تحلیلی که قائل به حضور اصلاحطلبان است و برخلاف خطوط قرمزی که برخی چهرههای اصولگرا برای حضور دوباره اصلاحطلبان مطرح میکنند، به جز موسوی و کروبی، دیگر چهرههای این طیف را مجاز به حضور در عرصه سیاسیت میداند.
فرزند شهید مطهری رویکردی استقبال گرایانه نسبت به حضور خاتمی در فضای سیاسی کشور دارد و نه تنها از دیدار نمایندگان اقلیت با او حمایت میکند، بلکه اصولگرایان را هم به چنین دیداری دعوت میکند تا مسائلشان را با او در میان بگذارند. همچنین او نه تنها شروط خاتمی برای آزادی زندانیان سیاسی را عادلانه می داند بلکه استناد به اعترافات آنها برای رد صلاحیت چهرههای اصلاحطلب را هم مجاز نمیشمرد.
ادامه مطلب...
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
به گزارش سرویس سیاسی انتخاب، علی مطهری صبح روز پنجشنبه با حضور در محل وزارت کشور برای ثبت نام، در جمع خبرنگاران افزود: من از تهران کاندیدا خواهم شد و با لیست خاصی صحبت نکردم. به طور مستقل کاندیدا میشوم و هرکس مایل باشد میتواند اسم من را در لیست خود قرار دهد اما به هر ترتیب در بین لیستهای موجود فهرست 8+7 را ترجیح میدهم.
خبرنگاری در خصوص گزارش قرائت شده در مجلس در خصوص مسائل بعد از انتخابات از مطهری پرسید که وی پاسخ داد: به نظر من این گونه گزارشها از اتقان لازم برخوردار نیست و اگر بخواهیم این گونه گزارشها را بپذیریم باید گزارش احمد شهید در باره حقوق بشر در مورد ایران را بپذیریم، در حالی که ما به آن گزاش انتقاد داریم.
به گزارش انتخاب به نقل از ایسنا، وی ضمن اینکه این گزارش را یک طرفه و متعصبانه خواند، خاطر نشان کرد: این گزارش بیش از آنکه کمیسیون اصل 90 باشد گزارش شخص آقای فدایی بود و من با این طور کارها مخالفم. همچنین با عملکرد هیات رییسه هم مخالفم و این سوال را دارم که چرا اجازه قرائت این گزارش را داد.
این عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی در ادامه در خصوص عملکرد مجلس هشتم نیز اظهار کرد:
ادامه مطلب...
روح الامینی:خانواده های قربانیان کهریزک،پیگیری نشدن پرونده فرزندانشان راظلم به نظام می دانند .
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
عضو جبهه ایستادگی با بیان
اینکه عشق به حسین (ع) در روح و جسم این مردم هرگز کم نخواهد شد، اظهارکرد: آنچه در9 دی روی داد، حرارتی بود که فتنه را در خود ذوب کرد.
عبدالحسین روح الامینی که در همایش 9 دی در دانشگاه بینالمللی امام خمینی قزوین سخن میگفت، رفتن عدهای به سمت دشمن را ناشی از جهالت، عدم بصیرت، غفلت و سردرگمی این افراد دانست و افزود: ملت ما بزرگترین ظلم به مردم را توسط کسانی دانست که راه خود را از دشمن جدا نکرده و فرصت آزادی به دست آمده توسط ملت را تباه کردند.
وی نمونه بارز این ظلم و پشت کردن به ملت را، در حادثه روز عاشورا دانست و گفت: روز عاشورا روزی است که تمام مذاهب و ادیان برای آن احترام و قداست خاصی قائلند اما متاسفانه جهالت برخی سبب بروز هتاکی و آن اقدامات شد.
روح الامینی 9 دی را آغاز مسیری بزرگ برای انقلاب دانست که در آن همه احاد ملت در کنار هم ایستادند تا بگویند که ساختار نظام انقلاب اسلامی اتکا به مردم دارد و مردم نیز به هیچ عنوان دست از اعتقادات خود نخواهند شست.
عضو جبهه ایستادگی در ادامه با بیان اینکه عدهای کنار امام (ره) و با عکس امام خود را بزرگ کردند، اظهارکرد: این افراد به خمیر مایه دفاع مقدس و کلید واژه انقلاب که پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیبی نرسد، خیانت کردند.
وی با بیان اینکه امروز ایستادگی اصلی باید برابر سه ظلع مثلثی باشد که اضلاع آن را فتنه، انحراف و تحریم تشکیل دادهاند، افزود: بصیرت و تابع ولایت فقیه بودن مهم ترین راه برون رفت از مشکلات خواهد بود.
عبدالحسینی در ادامه با پاسخ به سوالات دانشجویان در رابطه با مرگ فرزندش در بازداشتگاه کهریزک،جهالت و بیتدبیری در این حادثه را علت اصلی مرگ عدهای از جوانان دانست و گفت:
خانوادههای قربانیان عدم پیگیری پرونده را ظلم به نظام میدانند و آن را پیگیری
خواهند کرد و این پیگیری را دفاع از نظام میدانیم.
مردم در ایران آنقدر در نعمت و آرامش زندگی می کنند که صدا و سیما یکی از وظایف خودش می داند که سختی ها را نمایش دهد تا مردم متوجه باشند که :
" شما در رفایید اما یک قشر خیلی کوچک که به شم نمی آیند اینگونه زندگی می کنند
که از قضا هم پولدارا را نشان می دهد که نماینده بی درد ها باشند که مردم بدانند ثروتمند شدن خطر دارد و بی پولی را هم نشان می دهند که ه صفایی دارد و اینکه در کلبه ی ما رونق اگر نیست صفا هست....!!؟
یکی نیست ( که احتمالا بود و گفته اما تاثیر نمیکنه ) به این آقایان بگوید مردم مشکلات دارند غصه دارند بخورند چون دارن زندگی می کنند و به دارن پس .....!!؟
به مادرمون میگیم چرا اینطوریه حالت میگه بیاره این دختره دیدیدی عموش سرش کلاه گذاشت یا بیچاره جومونگ که داداشش نذاشت به حکومت برسه یا ..........
ماشاءالله در این مورد به وفور سریال داریم سال به دوازده ماه یه چیزی واسه غصه خوردن تو آستینشئن دارن سریال طنز فقط 13 روز اول عید اونم یه چند سالیه که طنزامون به فحش و ..... رسیده
دیگه دیگه
پیش برنامه های طنز امسال رو نشون دادن واقعا چیزی برای عرض اندام نبود
سریال می خرند دوبله می کنن میدن به نمایش خانگی ....!!؟
خب تو تلویزیون بدین اونوقت میگن چرا مردم فارسی 1 یا من و تو یا ماهواره نگاه میکنن !!!!؟؟؟
نه مردم عاشق شبکه ی یک هستن که استادِ خراب کردن غروب روزهای جمعه هستش یک بار نشد یه فیلم پخش کنه که از نگاه کردنش پشیمون نشیم !؟
میخوان فیلم طنز بذارن اونم از نوع ایرانی اخراجی ها رو دوباره پخش میکنن .....!!
واقعا نمیدونم این نحوه پخش به کجا میخواد برسه !!؟ اگر رسانه ی ملی هست باید به فکر تمام ملت باشه نه به فکر عده ای مردیم از بس فیلم هایی دیدیم که توش زندگی طرف از نکبت و بدبختی پرِ !!؟
امروز غروب یه فیلم داد به نام ظهر آبی ( تورو خدا اسمو داری !!؟ )
یعنی قشنگ مالید تو صورتمون تمام موضوعات تکراریه
خیر سرمون نزدیک عیدمونه داریم از غصه می ترکیم فقط اوشین این وسط نداریم !!؟
امیدوارم سال دیگه در صدا و سیما حول حالنایی رخ بدهد و کمی هم به مردم فکر کنن
آمین
جناب آقای ضرغامی، به تأمین برنامه تان بگویید تا دلتان بخواهد اینجا سوژه داریم.
ز: دیار فراموشی
به: آقای مهندس ضرغامی
موضوع: تأمین برنامه شبکه های رسانه ملی (بالائی ها)
سلام؛ عکس روبرو رقیه کوچکی است در جنوب کرمان / رقیه ای از دیار فراموشی / باور کنید آنچه می نویسم واقعیت زندگی کوتاه اما پررنج رقیه است / خیلی ها در این مملکت بیمار می شوند/ او هم مثل آن خیلی ها/ اما واقعیت زندگی رقیه از بعد از بیماریش شروع می شود/ آنزمانی که مثل همه بچه های رودبار جنوب در میان خاکهای جلوی کپرشان بازی می کرد/ گردو غبار در چشمان کوچکش رفت و این شد آغاز بیماری چشمی رقیه/ جیب خالی پدر و نبود بیمارستان در شهر، کارش را برای رسیدن به یک دکتر مناسب به تاخیر انداخت... 
آشنایانی جمع شدند پولی برای مداوا جمع کردند / اما زمانی به دکتر رسید / که دیگر کار از کار گذشته/ و رقیه از دیار فراموشی باید چشم زیبای خود را تخلیه می کرد/ و شد آنچه که نباید می شد و الان مدتهاست فقط با ۵۰% بینائی همراه با همبازیانش به دنیائی می نگرد که بی عدالتی های زیادی در آن موج می زند/ و متاسفانه دیگر می داند باید اهل بعضی جاها باشد تا بعضی اقدامات برایش صورت بگیرد/ و چقدر این دانستن تلخ است.
و در انتها یک پیشنهاد؛ به واحد تامین برنامه تان بگوید اگر احیاناً خدای نخواسته مردمی در جائی به همدیگر گوجه ای پرتاب نکردند و یا کسی قصد نداشت جهت رکورد شکنی در یخ بماند و یا احیاناً اگر کسی تصمیم نداشت با خانواده اش ۵ روز در کنار عقرب ها بخوابد، و یا اگر باشگاه خنده جدیدی تأسیس نشد و یا یوزپلنگی در باغ وحش تهران بدحال نشد و یا حیوانی در خطر انقراض قرار نگرفت، و خلاصه اینکه در گوشه ای از آن بالا اتفاقی نیفتاد و زبانم لال شما با کمبود برنامه ای مواجه شدید، تا دلتان بخواهد اینجا سوژه داریم، از فقر تا تبعیض و بیکاری و مقداری هم ناامنی آنهم جهت تامین برنامه شما عزیزان و گرنه این پابرهنگان بدبخت که باشند بخواهند در رسانه تان سرکی بکشند.
در ضمن بگویم اینجا فقط از فتنه خبری نیست، آخه رقیه و خانواده و دوستان و همشهریانش همه عوامند و با بصیرت.
از طرف رقیه
از دیار فراموشی
*منبع: جهان نیوز
آیت الله هاشمی رفسنجانی به همراه اعضای مجلس خبرگان رهبری صبح امروز پنجشنبه با حضور در حرم مطهر رهبر کبیر انقلاب اسلامی با آرمانهای امام خمینی (ره) تجدید میثاق کردند.


